• کد خبر : 21280

جریان دانشجویی که دوران گذار خود را در این سال ها می گذراند با روی کارآمدن دولت تدبیر و امید بار دیگر تنفسی در کالبد سردش دمیده شد.

به گزارش "گفتمان"

علی رمضانی فعال دانشجو به مناسبت صدور مجوز فعالیت اتحادیه تشکل های اسلامی دانشجویان ایران یادداشتی برای "گفتمان" ارسال کرده است که در ادامه می خوانید;

 

تاریخ جنبش دانشجویی ایران فراز و نشیب های فراوان داشته است؛آنچه که مسلم است؛عنوان جنبش دانشجویی در ایران با “انجمن‌های اسلامی دانشجویان” عجین شده است

با اینکه امروز بیش از هفت دهه از تاسیس اولین انجمن اسلامی دانشجویان می گذرد و جنبش دانشجویی فراز و نشیب های مختلفی را طی کرده است،اما هنوز تا مرز شکوفایی فاصله های زیادی دارد.

هرچند برخی مجموعه ها پا را فراتر گذاشته و مطالبات را از مجموعه دانشگاه به جامعه و حتی فراتر از مرزهای جغرافیای مطالبات جهانی دارند؛اما دانشگاه همیشه به عنوان اولین سنگر تحول طلبی مطرح بوده است.

ظهور جنبش دانشجویی به سال ها قبل از انقلاب بر میگردد اما بروز تاثیر گذاریش در دهه های اخیر در دوم خرداد متجلی می شود؛حمایت جنبش دانشجویی از خاتمی در خرداد ۷۶ بی شک سهم بزرگی را در پیروزی جریان اصلاح طلبی داشته است،در آن سال دفتر تحکیم وحدت دارای چنان مقبولیتی بود که توانست در مجلس ششم فراکسیون تحکیم وحدت را تشکیل دهد و جنبش دانشجویی بدون وابستگی مستقیم به ارکان قدرت توانست نمایندگانی از بدنه خود در نهاد های قانون گذاری داشته باشد.

آشکارا مشخص است که بروز حوادثی چون حمله به کوی دانشگاه سبب بروز اختلافاتی میان جریان حاکم بر کشور (دولت اصلاحات) و دفتر تحکیم وحدت به عنوان اصلی ترین رکن جنبش دانشجویی شد؛با این حال جنبش دانشجویی در آن سالها از چنان صلابتی برخوردار بود که توانست "عبور از خاتمی" را مطرح کند و با وجود احساسی و ناپخته بودن طرح از آن دفاع کند،جریان دانشجویی اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ را می توان قدرتمندترین خواستگاه دانشجویی سال های اخیر دانست.

انتخابات ۸۴ جریان حاکم در بن بست دفتر تحکیم وحدت ماند؛انتخابات تحریم شد و جریان حاکم شکست خورد؛سخن در باب این حرکت جنبشی بسیار است و تحلیل های مختلفی می طلبد که در این یادداشت نمی گنجد اما چیزی که به وضوح مشخص است مطالبه گری بدنه دانشجویی به عنوان یک نهاد مدنی مستقل و نه به صورت نهاد وابسته به جریان قدرت در ارائه راهکار و موضع عملکردش تاثیر بسزایی در سپهر سیاسی ایران داشته است.

جریان دانشجویی در پس این اتفاقات نیز علی رغم وجود احزاب و جبهه های سیاسی قدرتمند با تاسیس سازمان دانش آموختگان سعی کرد به عنوان یک نهاد مدنی مستقل متشکل از دانشجویان فارغ التحصیل گام های بسزایی را در افق مدنی ایران ایجاد کند.

روی کارآمدن دولت نهم از یک سو و تضعیف دفتر تحکیم وحدت به دلیل انشعاب های ایدئولوژیکی از سوی دیگر دست در دست هم داد تا جنبش دانشجویی در مسیر انحطاط و زوال حرکت کند.

بسته شدن انجمن های اسلامی دانشگاه ها آخرین تیری بود که بر پیکره دانشگاه ها زده شد تا صدای آزادیخواهی دانشجویان خاموش شود.

جریان دانشجویی که دوران گذار خود را در این سال ها می گذراند با روی کارآمدن دولت تدبیر و امید بار دیگر تنفسی در کالبد سردش دمیده شد.

جنبش دانشجویی پساسرکوب اما در این سال ها نتوانسته به آن رسالتی که درخور این جریان است عمل کند؛با وجود آنکه در دو انتخابات اخیر بازهم دانشجویان برگ برنده جریان اصلاح طلبی بود اما به وضوح نشان داد که بخش عمده ای از جریان دانشجویی نه به عنوان یک جریان تحول خواهانه بلکه به عنوان جریان ستادی عمل کرده است.

جنبش دانشجویی همان طور که از نامش مشخص است می بایست حرکت جنبشی داشته باشد؛تفکر مسمومی که در این سال ها در تشکل های سیاسی وجود دارد؛اشخاص انجمن های اسلامی و تشکل های سیاسی دانشجویی را پله ای برای ورود خود به نهاد های قدرتمند و جریان های سیاسی حاکم بر کشور (احزاب و...) میداند.

این تفکر که ناشی از ضعف توسعه مدنی کشور است تاثیرات مخرب خود را در سال های آتی بر بدنه دانشگاه خواهد گذاشت؛حقیقتی که وجود دارد این است که بخش عمده ای از جنبش دانشجویی در این سال ها بیش از آنکه "جنبشی" عمل کند؛"ستادی" عمل کرده است.

این رخداد باعث شده است که جریانات سیاسی حاکم بر کشور دانشگاه را در چنان ضعف و انحطاطی ببینند که در برابر کوچکترین خواسته های دانشگاه سکوت کنند.

مطمئنا اتحادیه های دانشجویی که با تفکر ستادی در آینده تاسیس شود؛بیش از پویایی و بسط تفکر جریان تحول خواهی،جنبش دانشجویی را با سقوط مواجه خواهد کرد.

 

خبر فارسی

نظرات کاربران