• کد خبر : 2673

در بعضی کشورها، برخی از بزرگان و مسئولان ، هر سال کتاب های محبوبشان را اعلام می کنند و به این ترتیب، از هواداران و مشتاقان کتاب خوانی دعوت می کنند که نگاهی به این کتاب ها هم بیندازند.

به گزارش "گفتمان" این مسئولانِ کتاب خوان، علاوه بر معرفی کتاب های محبوبشان به تحلیل آن ها هم می پردازند، و به این ترتیب ارتباط شان با مردم سرزمینشان، تنها ارتباطی سیاسی ، اقتصادی و... نیست ، بلکه با آنان در بستری فرهنگی و ادبی نیز رابطه برقرار می کنند، رابطه ای که این جا دقیقا رابطه ای انسانی و دوستانه است؛ مسئول با این رفتارش پیام بزرگی به ملت خود می دهد : من هم مثل شما ، به کتاب فروشی می روم ، کتاب انتخاب می کنم و وقتی شیفته ی کتابی می شوم از ساعت یازده شب تا سه صبح بیدار می مانم تا تمامش کنم! مردم ، آن ها که این پیام را می گیرند مطمئن اند که این مسئول در عرصه ی مورد مسئولیت اش ، حتما در اتمسفری واقعی و نزدیک به نیازهای مردم تصمیم می گیرد و اقدام می کند.

کتاب، اندیشه ها و روحیه ها را به هم نزدیک و با هم آشنا و سازگار می کند. در چنین سازگاری ای، مسئول نه در برج عاج است و نه برج ساز!

فکر می کنم بسیار شایسته باشد، در کنار اعلام نام مسئولان محترمی که اختلاس می کنند یا حقوق های نجومی می گیرند، از مسئولان و نیز نخبگان کتاب خوان مان هم نامی آورده شود، از آن ها خواسته شود کتاب هایی را که در طول سال خوانده اند به مردم معرفی کنند، چند خط درباره اش بنویسند و بگویند که چرا از این کتاب ها خوششان آمده است.

البته صبر کنید. می دانم که حالا چه در ذهن تان می گذرد. این کار هم ممکن است در آغاز خوب شروع شود، اما رفته رفته ، به عنوان " کلاس " و " خودنمایی " به یک کار اضافه برای منشی ها رئیس دفترها و معاونان تبدیل شود؛ چرا که ما از این سوابق بسیار داریم : مسئولانی که به افراد مختلف در زمینه ی کاری شان سفارش داده اند که به نام شان کتاب بنویسند! چرا که " کتاب داشتن " در این جا ، خیلی مهم تر است از " کتاب خواندن" است و مسئولی که نامش بر روی کتابی درج شده باشد حتما شأن و رتبه ی بالاتری دارد.

ما حسادت می کنیم به آن ملتی که مسئولانشان ، هر از چندی کتاب هایی را که خوانده اند ، با چند خط توضیح، لیست می کنند و در اختیار رسانه ها قرار می دهند. ما حسادت می کنیم به مردمانی که در کتاب فروشی های شان برای خرید کتاب ، صف می کشند. ما حسادت می کنیم به نوجوانانی که برای خرید کتاب تازه چاپ شده نویسنده ای از نیمه شب تا صبح، جلوی در کتاب فروشی ایستاده می خوابند تا دست شان به کتاب برسد. ما حسادت می کنیم به سرزمینی که یک عنوان کتابش در سه روز ، دو میلیون نسخه ، فروش می رود.

در حالی که ... جایی برای مقایسه ی خودمان با آنها وجود ندارد. ما حسادت می کنیم و نا امیدانه منتظریم ببینیم کدام مسئول ما امسال چه کتابی خوانده است.

 

خبر فارسی

نظرات کاربران