• کد خبر : 9139

تروریست ها دنیای عجیبی دارند. آنها با کشتن آدم های خاص باعث اتفاقات عجیبی در دنیا شده و گاهی حتی مسیر حرکت دنیا را تغییر داده اند.

به گزارش "گفتمان"
ترورها برخلاف ظاهر معمولی و ساده شان سبک های مختلفی دارند و به شیوه های متفاوتی اجرا می شوند. همیشه کسانی در دنیا وجود داشته اند که بنیانگذار سبک خاصی از ترور در دنیا بوده یا بهانه ای که برای ترور انتخاب کرده اند، تازگی داشته است. در این گزارش سراغ بنیانگذاران انواع مختلف ترور در دنیا رفته ایم. خواندن آن را از دست ندهید.

1. آغاز عصر ترور در فرانسه
 
مشهورترین پرونده های ترورِ تاریخ

تا پیش از آغاز «عصر ترور» در فرانسه، شاهان یا در جنگ کشته می شدند یا بر اثر بیماری و کهولت سن جان می باختند. تاریخچه آغاز ترور در اروپا یک تاریخ دقیق و مشخص دارد. عصر ترور که به فرانسوی «لاترور» نامیده شده، از روز 5 سپتامبر 1793 شروع شده و تا چند ماه بعدی یعنی 28 جولای 1794 ادامه پیدا می کند. در این زمان، انقلاب فرانسه در جریان بود و مردم سعی می کردند حکومت را با کشتن سردمداران آن تغییر بدهند. در طول این 11 ماه که به عصر ترور معروف شده بیشتر از 40 هزار نفر از سیاستمداران و اطرافیان شان از جمله شخص لویی شانزدهم شاه فرانسه و همسرش «ماری آنتوانت» را گردن زدند. این واقعه را گروهی به عنوان آغاز عصر ترور می شناسند.
 


2. معمای ترور کندی
 
مشهورترین پرونده های ترورِ تاریخ

ترور جان اف کندی، رییس جمهور آمریکا یکی از مخفوف ترین اتفاق هایی بود که تا آن زمان در ایالات متحده رخ داده بود. کندی در روز 22 نوامبر 1963 میلادی همراه با جان کونالی، شهردار دالاس در حال سورا شدن به اتومبیلش بود که با تیر غیب ترور شد. او در ساعت 12:30 کشته شد و حدود 6 ساعت و نیم بعد، گروهی از تیم محافظان و پلیس ویژه قتل، شخصی به نام «لی هاروی اسوالد» را به جرم ترور او دستگیر کردند.

بازجویی ها خیلی سریع انجام شد و در ساعت 23:30 یعنی حدود 12 ساعت بعد از وقوع ترور، او رسما به عنوان عامل قتل رییس جمهور معرفی شد. البته فرصت بازجویی از مرد جوان خیلی کم بود و پلیس نتوانست دقیقا جزییات حادثه را به دست بیاورد چون فقط دو روز بعد وقتی آقای تروریست در ایستگاه پلیس دالاس بازداشت شده بود توسط شخصی به نام «جک روبی» به قتل رسید.

همه این اتفاق ها در حالی رخ داد که «لی هاروی اسوالد» به ترور «کندی» اعتراف نکرده بود. او مدعی شده بود که عکسی که او را در کنار اسلحه رییس جمهور کش نشان می دهد، جعلی بوده و برایش پاپوش دوخته اند.

پنج روز بعد از مرگ قاتل احتمالی رییس جمهور و یک هفته بعد از ترور کندی رییس جمهور بعدی آمریکا کمیسیونی ویژه را برای بررسی این ترور عجیب مامور کرد. این در حالی بود که عملا عده ای «اسوالد» را یک طعمه می دانستند که قرار بوده بخشی از برنامه ترور را اجرا کند اما کسی که تیر را به سوی «جان اف کندی» شلیک کرده، شخص دیگری بوده است. بعدتر گزارش های دیگری هم منتشر شد که با استناد به محل قرار گرفتن اسوالد در زمان ترور، جهت تیرهای شلیک شده و بقیه شواهد به دست آمده از محل ترور، احتمال قاتل بودن او را کمتر می کرد. با این وجود معمای قتل رییس جمهور هنوز دقیقا حل نشده است.
 


3. تروری که جنگ جهانی راه انداخت
 
مشهورترین پرونده های ترورِ تاریخ

ترور ولیعهد اتریش به خاطر وقایعی که بعد از آن مرگ ناگهانی پیش آمده، می تواند به عنوان یکی از تاثیرگذارترین و مهم ترین ترورهای تاریخ مطرح شود. ترور «آرشیدوک فرانتس فردینان» از آن نظر مهم بود که جرقه آغاز جنگ جهانی اول را زد. 28 ژوئن 1914 میلادی برای اهالی سارایوو روز عجیبی بود. در این روز، ولیعهد و همسرش توسط فردی به نام «گاوریلو برینسیپ» که بعدها مشخص شد یکی از اعضای گروهک استقلال طلب صربستانی به نام «دست سیاه» بوده هدف قرار گرفته و کشته شد.

این گروه استقلال طلب می خواستند بخشی از اتریش و مجارستان به صورت کشور واحد یوگسلاوی دربیاید و با ترور آقای ولیعهد خشم شان را به دنیا نشان دادند. این ترور عواقب وحشتناکی داشت، اتریش و مجارستان به کشور صربستان اولتیماتوم دادند که اوضاع را سر و سامان بدهد اما درخواست شان رد شد و در نهایت هم این کشورها به روی هم آتش گشودند.

البته ماجرا به این سادگی ها نبود. در واقع، آقای ولیعهد از مدت ها قبل می دانسته که عده ای قصد جانش را کرده اند. او مدتی قبل از یک سوءقصد جان سالم به در برده بود. او زمانی که ترور شد در حال حرکت به سمت یک فروشگاه مواد خوراکی بود اما به خاطر جاگیری نامناسب تیم حفاظتی، او به آسانی ترور شد، از فاصله حدود یک و نیم متری.

اینطور که روزنامه «آلبرتینی» فردای همان روز واقعه را گزارش داده: «اولین گلوله به ولیعهد که سوار بر ماشین جگوار بدون سقف بود برخورد کرد و دومین گلوله به همسرش خورد. تیرانداز بلافاصله دستگیر شد و در بازجویی هایش – تقریبا بلافاصله بعد از دستگیری – به قتل اعتراف کرد. او گفت که هدف اصلی اش ترور ولیعهد بوده و همسر او را اتفاقی هدف قرار داده است.»

این طور که نشریه «کونت هراخ» گزارش داد، مدتی طول کشید تا ولیعهد و دوشس فوت کنند. آنها هنوز مجروح و بی حال بودند که با همان خودروی جگوار به بیمارستان دولتی برده شدند. آخرین عبارتی که از زبان ولیعهد جنجالی بیرون آمد، اینها بود: «صوفی نمیر! به خاطر بچه های مان زنده بمان!» همسرش هم با صدای نامفهوم پاسخ می داد: «چیزی نیست. نگران نباش!»
 


4. ترور به بهانه مذاکره
 
مشهورترین پرونده های ترورِ تاریخ

ترور سفیر آلمان در روسیه به بهانه تحریک دو کشور آلمان و روسیه، از آن اتفاق هایی بود که می توانست در سال 1918 میلادی باعث جنجال های فراوانی – آن هم در مدت کوتاهی بعد از برچیده شدن نظام تزاری در روسیه شود. گروهی که آقای ویلهلم فان میرباخ، سفیر آلمان را ترور کردند، از اعضای گروهک سوسیالیست های چپ مسکو بودند که کمتر از یک سال قبل تشکیل شده و در اصل به دو گروه تقسیم می شدند: گروه طرفدار حکومت و بلشویک ها.

ترور آقای میرباخ به دلایل مختلفی رخ داد اما بهانه اصلی، شرکت او در مذاکرات بین آلمان و روسیه بر سر چند اختلاف مهم بود که از دسامبر 1917 تا مارس 1918 ادامه داشت.

او را فردی به نام «یاکوف گریگورویچ بلامکیس» ترور کرد. تروریست شیطانی، با استفاده از مدارک جعلی خودش را به قربانی نزدیک کرد و در ظاهر قرار بود درخواست هم حزبی هایش را به سفیر برساند اما به جای آن، در یک محل نسبتا خلوت سفیر را به گلوله بست و او را کشت. این ترور با هدف جنگ افروزی بین دو کشور رخ داده بود و یکی از هدف هایش ساقط نکردن حکومت جدید روسیه بود اما در نهایت ناکام ماند.
 


5. ترور آخرین نایب السلطنه هند
 
مشهورترین پرونده های ترورِ تاریخ

آخرین نایب السلطنه هندوستان یکی از بدشانس ترین دیپلمات هایی بود که هنوز سفر تفریحی اش آغاز نشده راهی دیار باقی شد. لرد لوییس مونت باتن در سال 1979 میلادی در جایی دور از وطن اصلی اش، یعنی در ایرلند مشغول گذراندن تعطیلات بود که توسط یک گروه شبه نظامی ترور شد. کسانی که او و چهار همراهش را ترور کردند، از اعضای گروهی به نام «ارتش جمهوری خواه ایرلند» بودند که هدف شان نشان دادن ضرب شست به هندی ها بود چون معتقد بودند هند وطن آنها و امکانات کشورشان را تصاحب کرده است!

به همین دلیل هم تصمیم گرفتند که لرد بزرگ هندی را بکشند. این عادت لرد مونت باتن بود که تابستان هایش را در یک خانه تابستانی در بندر مولاگمور بگذراند. برنامه روزانه او هم معمولا تفاوت هایی با هم داشت ولی گردش با قایق تفریحی یکی از اصلی ترین برنامه های صبحگاهی او بود.

لرد هندی خوب می دانست که مورد سوءقصد قرار خواهد گرفت چون دست کم یک بار قبل از آن، یعنی در تابستان 1978 در حالی که سوار بر قایق تفریحی اش بود هدف تیرانداز گروه جنگ طلب قرار گرفته بود اما شانس با او یار بود چون این طور که در گزارش پلیس آمده: «افراد قطعات صندلی را به عنوان سپر استفاده کرده و  آسیب جدی ندیدند.»

نایب السلطنه هند همیشه پیام های خطرناکی دریافت می کرد که آخرین آنها، پیامی بود که در 27 آگوست 1979 دریافت کرد. این پیام هشدار نشان می داد که به احتمال زیاد خطری در کمین او و افرادش خواهد بود اما هیچ کدام از این پیام ها نتوانست نایب السلطنه را از سفر تفریحی اش منصرف کند.

در تعطیلات تابستانی سال 1979 مونت باتن همراه با یک گروه از همراهانش سوار بر قایق 9 متری شان شدند تا خرچنگ و ماهی تن شکار کنندغافل از این که زیر قایق شان یک بمب 23 کیلویی کنترل از راه دور کار گذاشته شده است. بعد از انفجار تقریبا همه چیز نابود شد اما لرد 79 ساله فقط زخمی شده بود. با این وجود، کهولت سن کار دستش داد و تا زمانی که به مرکز درمانی برسد فوت کرد اما این پایان کار نبود. گروه شورشی برای اطمینان از این که لرد «مونت باتن» واقعا آخرین نایب السلطنه هند خواهد بود، تمام فرزندان نوجوان او را هم از دم تیغ گذراندند.

ارتش تروریست های ایرلندی بعد از پایان کارش یک بیانیه هم داد. در این بیانیه آنها مسئولیت کارشان را پذیرفته و تاکید کرده بودند که با این ترور می خواهند «توجه مردم انگلیس» به اشغال کشورشان توسط کشوری دیگر را جلب کنند. این قتل را هم انتقام خون ایرلندی ها و انگلیسی هایی دانستند که زمانی در جنگ کشته شده بودند.
 


6. تروریستی که بلافاصله تسلیم شد
 
مشهورترین پرونده های ترورِ تاریخ

ترور ماهاتما گاندی، یکی از مشهورترین اتفاقاتی بود که نام رهبر استقلال هند را برای چندمین بار بر سر زبان ها انداخت. او البته بارها مورد سوءقصد قرار گرفته بود اما آخرین بار در 30 ژانویه 1948 میلادی بود که ناتورام قدسی، بالاخره توانست مرد 79 ساله را از پای دربیاورد. او 10 روز قبل هم یک بار برای کشتن گاندی تلاش کرده بود اما موفق نشده بود و تنها گروهی از همدستانش توسط پلیس دستگیر شده بودند.

«گودسه» آدم عجیبی بود. او پیش از ترور گاندی در برابر او تعظیم کرد، بعد بلافاصله از جا بلند شد و او را با سه تیر از پای در آورد. تروریست افراطی بعد از این که اسلحه را به زمین انداخت و بدون هیچ مقاومتی خودش را به پلیس تسلیم کرد. با وجود این که مجازات چنین قتلی بنا بر قانون هند اعدام بود ولی خانواده رهبر هند با این کار مخالفت می کردند. آنها می گفتند اعدام یک قاتل با روحیه و منش گاندی منافات دارد. در نهایت قرار بر این شد که اگر قاتل افراطی ابراز پشیمانی کند، حکم حبس ابد را به او بدهند ولی این اتفاق نیفتاد و در نهایت، ناتورام گودسه در 15 نوامبر 1949 به دار آویخته شد. 
 

نظرات کاربران